Wednesday



دور نرو
بیا کنار دلم
من غیر از اینها که مینویسم
نوازش هم بلدم

Monday

بی عنوان


نه به دیروزهایی که نبودی میاندیشم
نه به فرداهایی که شاید بیایی
میخواهم امروز را زندگی کنم
خواستی بیا نخواستی......
تنها فرق ما در این است که آموخته ام, کسی که یادم نکرد
یادش کنم! شاید خاطرش تنهاتر از ما باشد...


پ.ن: سعی کن مثل خورشید زیاد نور ندی چون همه از نورت استفاده می کنن ولی اصلا نگات نمی کنن؛ سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن...


Friday

....


بی وفایی گناهی است که بخشیده میشود اما فراموش نمیشود.

Thursday

سادگی؟ حماقت ؟...


هر که با احساس شد خواهد شکست........ این جواب سادگیست.
پ.ن: دیگه از این به بعد نه تو مهمی و نه احوال تو!

Monday

خاطرات پشت پنجره


امروز باز هم مثل دیوونه ها رفتم تو آرشیوم...دوباره مرور کردم گفته ها و نگفته هامون رو...دوباره هوس کردم برم پشت همون پنجره که دوست داشتم با یک ماگ چایی بشینم و این دفعه به عقب نگاه کنم...
فقط حیف که اون آغوش مطمن دیگه نیست... یعنی واقعا دیگه بر نمیگرده؟

دلم میگیره میبیینم غم داری و دیگه در توانم نیست که مرهمی باشم برای دردهات!
دیگه نمیتونم بفهمم چی بهت میگزره و از چی رنج میکشی؟
دیگه نمیتونم حتی امیدوار باشم به اینکه یک روز بتونم....اصلا این رو بیخیال!

خیلی حرفها زده بودی که فراموش کرده بودم...یادته گفتی حتی اگر بهم نرسیدیم و آغوش کس دیگری رو انتخاب کنم تو ناراحت میشی اما برای من خوشحال هم میشی و گفتی که خوشبختی دوستات برات ارزش داره؟ ولی تو از من ناراحتی هنوز, من هم توقع بیجا دارم...هنوز!!

یادته وقتی آشنا شدیم تو با کسی بودی و وقتی احساسم رو بهت گفتم تو رفتی... و یهو عوض شدی...نه بهتر بگم, بهم ریختی! فهمیدم سختت بود به اون نه بگی ....ولی
من چی؟
درک کردم حست رو اون شب, فهمیدم زخم کهنه ات از چیه و چرا آروم نمیشه. از حرفهای تکراری خسته بودی و میدونم هنوزم هستی! خواستی باورت کنم . کردم اما تو هیچوقت این رو باور نکردی.

پ.ن: آمدی ولی زخمی آمدی، و من ندانستم چگونه مرهمی بر زخم تو بگذارم

پ.ن:.....ه


Sunday

سکوت


گاهی دلت سکوت می خواهد ، سکوتی به وسعت یک فریاد ، به اندازه یک دنیا ، به آرامی یک دریا...
پ.ن: از ته دل امیدوارم تو هم به آرامش برسی...دوستت دارم از صمیم قلب

Saturday

دانه هاي دل



من اناري را مي كنم دانه به دل مي گويم
خوب بود اين مردم دانه هاي دلشان پيدا بود
مي پرد در چشمم آب انار : اشك مي ريزم...

پ.ن: کاش حرف دلت رو میگفتی بدون ترس از قضاوت دیگران

Friday

انتظار


دلم برایت تنگ می شود... دلم برای تمام لحظه های ناب با تو بودن ، با تو خواندن ، با تو نفس کشیدن ، تنگ می شود ... دلم برای دلتنگیهایت تنگ می شود... چقدر از راههای نرفته گفتیم ، از عابران خسته, از چشم به راهیها... چشم به راهیها ... چشم به راهیها و از نبودن ها ، نیامدن ها ، نشدن ها ...حال تو هم معنی چشم به راهی را خوب می دانی . در دلت غوغایی به پا می شود آن هنگام که از انتظار می گویی . می دانم . من صدای تو را از متن کلماتی که برایم می نویسی می شنوم . من حال دلت را از واژه به واژه هایت ، می فهمم ... تو منتظر چه هستی؟ منتظر که هستی ؟ دلت را به کدامین آیینه سپرده ای ؟

دلم به یک دنیا خاطره ، به یک دفتر رازدار ، به چند سطر نوشته و به تماشای مهتاب خوش است که درخشش همواره اش در دل آسمان ، قشنگترین تصویر یکی شدن و یکی ماندن است ... دلم به بزرگی تو خوش است ، به صلابتت ، به غرورت ، به ایمانت... می دانم که می دانی که هستی ،... به همنشینی با آسمانیها بیندیش ، به لبخند ستاره ها دل ببند



...پ.ن : هر چند این لحظه ها خیلی کم بودن

پ.ن: این روزها منم منتظرم ولی بیهوده است...میدونم

...پ.ن: دلم برایت تنگ می شود


Thursday

دلم یک دنیا گریه میخواد....دنیا خیلی نامردِ

Wednesday

غمگین شدم...


گاهی وقتها ... بعضی آدمها ... با یه حرف ... با یه کار ...
نمی دونن که پاشون رو میذارن رو گلوی آدم و فشار میدن ...
نمی دونن که ذره ذره آدم رو داغون می کنن ....
نمی دونن که یه زخمی میذارن تو وجود آدم که تا مدتها دردش حس میشه ...
گاهی وقتها ... بعضی آدمها ... نمی دونن با یه حرف ... با یه کار ... چی به سر همدیگه میارن


پ.ن:
کاش بودی و می فهمیدی که وقت دلتنگی, وزن یک آه چقدر سنگین است!

Monday



پنجره را می گشایم

و گیسوانم را

به دستان پرشور باد می سپارم

شاید رویایت را با عطر من در خیال شیرینت پرورده باشی

و دستان نوازشگر باد

قاصد تعبیری خوشایند

از دستان تو باشند...

شايد هنوز هم در خيالت طرح چهره ام را به ياد بياوري

شايد هنوز هم بخواهي برايم از عشق بگويي

كسي چه مي داند

شايد هم يك روز دلتنگم شدي!


پ.ن:دلم میخواست يکي محکم بغلم ميکرد و فشارم ميداد....ای کاش اون یک نفر تو بودی!!

Saturday

راه


رفتي
درست زماني که
دوست داشتنت را اعتراف کردم
و هنوز مانده ام چرا همه معشوقها
ميروند...
به راهي
به اميد کسي
که شايد قرار نيست
اصلا باشد

نیمکت تنها

اگر تو روی نیمکتی
این سوی دنیا
تنها نشسته ای
و همه آنچه نداری
کسی است

شاید آن سوی دنیا
روی نیمکتی دیگر
کسی نشسته است
که همه آنچه ندارد تویی...


پ.ن: اون نیمکت تو پارک و بستنی و ...یادش بخیر دقیقا یادمه در مورد چی حرف میزدیم...چقدرم خندیدیم...
پ.ن: آرزو هایم زیر انبوهی از خاکسترهنوز نفس می کشد...هنوز شعله ورند! نسیم مهربانی تو کی می وزد؟

Friday


قرعه کشی که تمام شد ، تو به اسم کس دیگری در آمدی ! تقدیر جای خود !
اما لااقل اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی
...

Thursday

صبر



يه مرداب براي بدست آوردن يه نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفر به هم نخوره.


پس اگر کسي رو دوست داري براي داشتنش حتي شده سالها صبر کن!


پ.ن: خدایا منم صبر کنم تاثیری داره؟ اگه داره میکنم

Wednesday

چشم هایم


نگاهم اگر سرد است و تهی

دست هایم را مقابل چشم هایم می گیرم

تا آینهً چشم هایم

باز تاب نگاه سرد تو را به جانم نریزد

لحظات


لحظات گذرا و خاطرات ماندگارند....
حاظرم تمام هستی ام را بدهم تا لحظات ماندگار و خاطرات گذرا شوند!

Tuesday

دلم یه جای دور میخواد

برای دلم، گاهی مادری مهربان میشوم،
دست نوازش بر سرش میکشم، میگویم: «غصه نخور، میگذرد …»
برای دلم، گاهی پدر میشوم،
خشمگین میگویم: «بس کن دیگر بزرگ شدی ….»
گاهی هم دوستی میشوم مهربان، دستش را میگیرم، میبرمش به باغ رویا …
خودم از دست من خسته ست...


پ.ن: امروز بدجوری حالم بد بود...نمیدونم مسمومیت بود یا قرص آهن که صبح معده خالی انداختم بالا....
پ.ن: ما رو باش فکر کردیم میایم اینجا استراحت اما همش جنگ اعصاب بوده
پ.ن: یکی پیدا میشه حرف دل آدم رو گوش بده؟ واقعا کاش یکی بود گوش بده. دلم میخواد برم تو این عکسسسسس


Monday

فصل بارونی

از غم منو غم تو
تب منو تب تو
همه بی خبرن
از دل منو دل تو
شب منو شب تو
همه بی خبرن...من عاشق این آهنگم
http://www.backupflow.com/g.htm?id=27061

Saturday

آرامتر سکوت کن ، صدای بی تفاوتی هایت آزارم می دهد ...

پ.ن: از این سکوت متنفرم...برگرد ! دلم واسه درد دلهای شبونه مون تنگه...خیلییییییی