skip to main |
skip to sidebar
وقتی که تو نيستی
من حزن هزار آسمان بی اردیبهشت را
گريه میکنم.
فنجانی قهوه در سايه های پسين،
عاشق شدن در دیماه،
مردن به وقت شهريور.
وقتی که تو نيستی
هزار کودک گمشده در نهان من
لایلای مادرانه ی ترا میطلبند.
درها بسته و کوچه ها مغمومند.
چشم کدام خسته از آواز من
خواهد گريست؟
No comments:
Post a Comment