Monday


شاعر از كوچه ي مهتاب گذشت.
ليك شعري نسرود...
نه كه معشوق نداشت.... نه كه سرگشته نبود...
سالها بود دگر كوچه ي مهتاب ، خيابان شده بود...


!پ.ن:گاهی واسه جبران اشتباه هم دیر میشه

Tuesday


وقتی که تو نيستی
من حزن هزار آسمان بی اردیبهشت را
گريه میکنم.

فنجانی قهوه در سايه های پسين،
عاشق شدن در دیماه،
مردن به وقت شهريور.
وقتی که تو نيستی
هزار کودک گمشده در نهان من
لایلای مادرانه ی ترا میطلبند.

درها بسته و کوچه ها مغمومند.
چشم کدام خسته از آواز من
خواهد گريست؟

Sunday



روزی بزرگ شده ای, که اولین لبخند واقعی را به خودت بزنی

Wednesday


با من بیا تا لحظه های آرام
تا آرزوهای کوچک
تا بوي نم نم باران
بیا تا کوچه باغ های پر ستاره
تا نزدیکی های نردبان سحر
تا بغض شمعدانی ها
بیا تا جریان زندگی زنده بماند

حالا همین شوق بی قیمت و قاعده
همین حدود رویا و رفتن از پی نور، ما را بس
تا بر اقلیم شقایق و خیال پروانه پادشاهی کنیم

Tuesday


گاهی اوقات باید گردگیری کرد و جارو زد...احساسات رو میگم

Monday

Don't let someone become a priority in your life when you are just an option in their life.

Sunday

مرنجان دلم را
که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند
...

Friday



نه عقابم نه کبوتر اما
چون به جان آیم در غربت خاک
بال جادویی شعر
بال رویایی عشق
می رسانند به افلاک مرا
اوج میگیرم اوج
می شوم دور ازین مرحله دور
می روم سوی جهانی که در آن
همه موسیقی جان است و گل افشانی نور
همه گلبانگ سرور
تا کجاها برد آن موج طربناک مرا
نرده بال و پری بر لب آن بم بلند
یاد مرغان گرفتار قفس
می کشد باز سوی خاک مرا
....


ميان ماندن و رفتن حكايتي كرديم
كه آشكارا در پرده كنايت رفت
مجال ما همه اين تنگمايه بود
و دريغ...
كه مايه خود همه در وجه اين حكايت رفت

شاملو